قبل از هرچیز تشکر میکنم از این همه توجهی که به مقالات من دارید. یعنی میشه گفت به تمام معنا گند زدید. ولی اشکالی نداره.
امروز میخوام راجع به تئوری های چنینی های ۴۰۰۰ سال پیش حرف بزنم و ببینیم چقدر از این حرفها مطابق با فیزیک نوین خودمونه. برای این منظور رفتم سراغ این
که همتون دیدنش تاحالا. اسم یین یانگه و اگه برید تو بحرش خیلی خیلی جالبه. لطف می کنید اگه زحمت کشیده و بر روی لینک زیر فشاری آورده و اصل مقاله را خواندیده:
http://users.cjb.net/brainrace2/yinyang.htm
بازم میگم این مقاله چیزای جالب برای گفتن زیاد داره. تصمیم با خودتونه
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 8:15  توسط مابوس
|
سلام. من امروز با یه موضوع کاملاً متفاوت اومدم. می گن یه بابایی دبیر جغرافی بود. از توی کشورای جهانم فقط پاکستان رو خوب می شناخت. هر وقت تو کلاس ازش سوالی می کردن، مثلاً می گفتن آقا در باره ی فلان چیز افغانستان بگو. اونم می گفت افغانستان کشوری با جنگ های داخلی که با پاکستان هم مرز است و اما پاکستان. یه روز یکی از شاگرداش بهش گفت آقا راجع به آمریکا بگو. یکم فکر کرد گفت: آمریکا کشوری بزرگ که با پاکستان هیچ اشتراکی ندارد و اما پاکستان. منم دیگه شدم مثل همون معلمه. هر بحثی رو می کشونم به سفرهای زمانیو سیاه چاله ها. ولی قول می دم بمب انم دیگه هیچ اشتراکی با پاکستان نداشته باشه
انواع بمب های هسته ای
علت تخریب بالای بمب های هسته ای
اساس فرایندهای هسته ای
غنی سازی یعنی چی؟
نیم عمر مواد پرتوزا
آلفا، بتا و گاما
و
همجوشی هسته ای
سر فصل های آخرین مقاله بر روی سایت نسل تفکر هستند
http://users.cjb.net/brainrace/nuclearpower.htm
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 0:50  توسط مابوس
|
آخرین مقاله ی من به نام هدیه ی کریسمس مربوط میشه به چند موضوع بیگ بنگ، تئوریهای انبساط و ریسمان، انیشتین و نسبیت و خلاصه خوندنش ضرری نداره. کوتاه و مفید
http://users.cjb.net/brainrace/gift.htm
...............................................
در ضمن بازم کریسمسو تبریک می گم. نگین طرف عقده خارجی داره. نه خب کریسمسم مثل سال نوی خودمون با این تفاوت که نوروز ۷۰ میلیون نفر شادن، حالا ۶ میلیارد نفر
اینم چندتا عکس برا دورهم باشیم. به احترام پاییز یک دقیقه سکوت و سلام زمستون جونم





+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 0:2  توسط مابوس
|
سال 1945 اسکادران 19 ارتش امریکا 5 هواپیمای بمب افکن را برای یک عملیات تمرینی به سمت فلوریدا راهی ساخت. پس از مدتی هر پنج هواپیما شروع به فرستادن پیام های عجیبی کردند. این پیامها در عرض چند دقیقه کمتر و کمتر شد تا به کلی محو شد. ارتش به سرعت یک هواپیمای دریایی را به دنبال آنها فرستاد اما بعد از چند دقیقه مخابره با همواپیمای امداد هم از بین رفت. در این 6 هواپیما جمعاً 16 خلبان بودند. امروزه بعد از گذشت 60 سال هنوز کوچکترین اثری از هواپیمای متلاشی شده، لکه روغن یا تکه های لباس در آن منطقه پیدا نشده و هنوز کسی نمی داند در آن روز شوم، چه بلایی بر سر آن خلبانان تحت تعلیم آمد
اما
من نمی خوام مثل بقیه از اسرار برمودا بگم. می خوام یه راهی پیدا کنیم تا بپریم رو کول زمان. می دونید که؟
اصل مقاله رو در لینک زیر بیابید
http://users.cjb.net/brainrace/bermuda%20triangle.htm
نظر هم ..... بیخیال بابا مارو باش
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 23:19  توسط مابوس
|
این مقاله کاری به اینکه در این جهان چه اتفاقی می افته نداره. می خواد بگه به غیر از جهانی که هم اکنون ما در آن هستیم، این امکان وجود دارد که بی نهایت جهان دیگر هم در این عالم موازی ما باشند. جهان هایی که دقیقاً عین هم هستند با یه سری تفاوت های جزئی
.........................
مطمئنم از شنیدن این حرف شاخ در میارید ولی امروزه معتبر ترین، پرطرفدارترین و درسترین نظریه ای که کیهان شناسان می توانند با آن بسیاری از مسائل را توجیه کنند این است که همه ی ما حدااقل یک خود دیگر یا به قول خودمون یک همزاد در کهکشانی داریم که از ما حدود 10 به توان 280 متر دورتر است. فکر اینکه یه یک با دویستو هشتادتا صفر جلوش یعنی چند متر هم سردرد میاره چه برسه بخوایم همچین فاصله ای رو ببینیم. جالبه بدونید دانشمندان دیگه حتی به این موضوع ها فکر نمی کنند که آیا واقعاً چنین جهان هایی وجود دارد یا نه بلکه بیشتر به انواع جهان های موازی می اندیشند وتعدادشون
........................
قبول دارید که هرچی سرعتمون زیاد شه زمان برامون کندتر می گزره. یعنی هرچه به سرعت نور نزدیک بشیم زمان آروم و آروم تر می شه تا برسیم به سرعت نور. حالا چی می شه؟ به طور طبیعی سرعت سفر میشه. حالا به این سوال جواب بدید. اگه از سرعت نور هم رد شیم چی میشه؟.............آفرین می دونستم عمراً بتونی بگی. شوخی کردم. بله همون طور که حدس می زنید زمان برعکس می شه. راحت تر بگم ، نه دیگه از این راحت تر بلد نیستم. فقط تورو خدا نخواین این تئوری رو با ساعتی که رو دستتون می بندید امتحان کنید که همینام که تاحالا گرفتید می پره. خب مسلماً اگه زمان به جای اینکه به جلو بره، بره عقب پس شما به محض عبور از سرعت نور وارد گذشته شدید. یعنی در زمان سفر کردید
........................
برای مسافرت در زمان و به عبارتی رفتن به جهان های موازی دیگر ما سه راه پیش رو داریم
بیشتر از سرعت نور حرکت کنیم که شتاب می خوایم و درضمن باید به گرما هم عادت داشته باشیم چون به احتمال زیاد تبدیل به انرژی می شیم
بریم وسط یه سیاه چاله که خب خدا می دونه آخر و عاقبتمون چی می شه
و می تونیم یه کرم چاله ی خصوصی بگیریم که ای تقریباً یه هزارتایی ضدماده می خوایم. البته هزار برابر جرم زمین منظورمه
تا اینجاش که خیری ندیدیم ولی به یه سوال مهم رسیدیم. یعنی خودم رسیدم ولی حدس می زنم به ذهن شما هم خطور کرده باشه
متن کامل این مقاله را در لینک زیر ببینید:
http://users.cjb.net/brainrace/paralleluniverses.htm
و نظر هم یادتون نره
مابوس
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 0:34  توسط مابوس
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 14:58  توسط مابوس
|
با پیشرفت علم، بشر توانست به کهکشانهای دور دست نگاهی بندازه و عالم ماورا رو ببینه . اولین کهکشانی که نظرشو جلب کرد کهکشان ام87 بود. یک کهکشان فعال که در مرکز آن تجمعی از گازها بود و یک جسم نامرئی.با استفاده از انطباق طیف های اطراف این مرکز، ما می تونیم سرعت چرخش و اندازه ی مرکز را محاسبه کنیم. و چون این دو را داریم ، محاسبه ی وزن هسته کار ساده ایه. با محاسبه ی وزن دانشمندان به یک مشکل برخوردند. با اینکه اون جسم نامرئی بزرگتر از خورشید ما نبود ولی وزنی معادل سه میلیارد برابر خورشید داشت. پس دلیل نامرئی بودن مرکز معلوم شد. جاذبه آنقدر زیاده که حتی نور رو هم جذب می کنه و بدون بازتاب نور ما نمی تونیم سیاه چاله رو ببینیم. برای اینکه بهتر درک کنید که چطور ممکنه نور هم در سیاه چاله گیر کنه یه مثال براتون می زنم. فرض کنید یه توپ تنیس رو به بالا پرت می کنیم. خب هرچه محکمتر پرتاب کنیم، توپ مسافت بیشتری رو بالا می ره و دیرتر برمیگرده تا اینکه اگه با سرعت 7 مایل در ثانیه پرتاب بشه، دیگه هرگز برنمی گرده و می تونه بر جائبه ی زمین غلبه کنه. حالا اگه یه جسم رو کوچک و سنگین کنیم، جاذبش افزایش پیدا می کنه.تا اونجایی که اگر توپ رو با سرعت 187 هزار مایل در ثانیه ( سرعت نور)هم پرتاب کنید نمی تونه خودش رو از چنگ جاذبه بیرون بیاره و فراموش نکنید که یک سیاه چاله حدود 2 برابر خورشیده ولی وزنی چندین میلیارد برابر خورشید داره.برای مثال جسمی به اندازه ی یک قوطی کبریت از سیاه چاله، 10 میلیارد تن وزن دارد. در تصویر زیر مرکز کهکشان ام87 رو می بینید. این عکس با تلسکوپ های رادیویی گرفته شده

ادامه ی اسن مقاله را در سایت رسمی نسل تفکر مشاهده کنید:
http://users.cjb.net/brainrace/blackhole.htm
نظر بدید بابا
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 16:43  توسط مابوس
|
سلام
من می خوام یک مقاله ی تکمیلی درباره ی سیاه چاله ها بنویسم. قبلش ازتون می خوام اگه لینکی در این مورد دارید که به درد می خوره اینجا بزارید.
الان جمعه است. قرارمون باشه جمعه ی بعدی. تا اون روز قول می کنم یک مقاله توپ بنویسم. اگه
اگه هوامو داشته باشید قول می دم کم نزارم.اگه هم کم نظر بدید همشو غلط غلوط می نویسم یه جا بگید بهتون بخندن. اینجوری:
نه دروغ گفتم در کل کم نمی زارم
برام
کنید جیییگران
نامردا الان دم دمه های سه شنبه است. فقط سه تا نظر اینم هیچ کودومش به اصل موضوع ربطی نداره. می قهرما!
خوش باشید
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 0:7  توسط مابوس
|
مسلماً می دونید که در زمان کپلر، انسان به این حقیقت دست یافت که مدارزمین و در کل تمامی مدارها دایره نیستند و بیضی هستند. بیضی بودن مدارها اثرات شگرفی بر آفرینش دارد....
شما حتماْ باید متن کامل مقاله رو بخونید:
http://users.cjb.net/brainrace/orbits.htm
در ضمن من که این مقاله هارو برا دل خودم که نمی نویسم. بخونید و نظر بدید و گرنه نه من نه تو
من فقط عکسای داخل مقاله رو می زارم اینجا. شما رو لینک بالا کلیک کنید تا به اصل مقاله برسید



+ نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 0:30  توسط مابوس
|
بعد چهارم-- مقاله ی بعد چهارم من را در همین سایت مشاهده کنید-- ما که در بعد سوم زندگی می کنیم مثل یه حباب وسط بعد چهارم معلقیم. مثلاً یه کاغذ بردارید و یه مربع روش بکشید. تو مربع هم یه خط بکشید. حالا خط (معرف بعد اول) در داخل مربع(بعد دوم) است و مربع بروی کاغذ در دنیای پیرامون ما( بعد سوم) است و ما نیز متراقباً در بعد چهارمیم. تو همین بعد هم ما می تونیم دو کاغذ( چون کاغذ خیلی نازکه دو بعدی در نظر می گیریم)رو طوری قرار دهیم که دیدی نسبت به هم نداشته باشند. مثلاً در امتداد هم باشن.پس دنیای سه بعدی ما و دنیای سه بعدی جن ها و هر دنیای دیگری به طور هم زمان می تونه در بعد چهارم باشه بدون اینکه هر کدومشون به اون یکی دسترسی داشته باشن

متن کامل این مقاله رو در لینک زیر بخونید:
http://users.cjb.net/brainrace/UFO.htm
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 0:27  توسط مابوس
|